⚫️اینک این منم؛ در پس سخت‌ترین شب عمر. این منم پس از دیدن عزیزترین مرد زندگانی‌ام خفته در تابوتی چوبین. این منم پس از دیدن تابوت تو، که سنگین بود و سخت می‌رفت و ده‌ها مرد تنومند سیاه‌پوش را توان حمل آن نبود. این اغراق نیست. حاضران در واپسین دیدار تو همه به‌چشم دیدند که تابوت تو هیچ نمی‌رفت و ما
2 MB
ساعت‌ها به انتظار بودیم. گویی که کوهی رو به شانه می‌کشیدند. حالا از این پس عمرم، در چشمی که تابوت تو را دید خیری نخواهد بود. و در دستی که تابوت تو را لمس کرد و قلمی که از نبودن تو نوشت. این منم، در سهمگین‌ترین شب عمرم؛ چون پسربچه‌ای برخاسته از تابوت پدری رشید. ترسیده و لرزان و غمین. به‌گمانم دیگر
هیچ‌چیز در جهان غمگینم نخواهد کرد. که من از پای تابوت غمی بزرگ برخاسته‌ام.گفت خیلی‌ها با دیدن تابوت آقا از حال رفتند و روی دست بردنشانآقاسید علی عزیزمدیشب چه خودکشی که نکردم به کوی توبیرون نیامدی به تماشا چه فایده…
10:25 - 3 July 2026

1 Reposts
170 Views