رزیِ غصه‌گو

‌رزیِ غصه‌گو‌'s header picture
Profile picture of ‌رزیِ غصه‌گو‌

رزیِ غصه‌گو

@Rossy
کلاغ به خانه نرسیده مُرد، بالِ پرستوها شکست، خورشید زمین فُتاد، درخت‌ها کج شدند، پای اسب‌ها شکست‌و چَشم آهوها کور شد.همه رفته‌اند.ما مانده‌ایم. ما، مانده‌ایم.چون من، من_من یقین دارم به آبی آسمان و بازگشت آهو_آهوها. آهوها باز می‌گردند. می‌دانم، می‌دانم.
گمشده‌مابین‌لبخندکودکان‌میناب؛
iri
Joined January 2023
Born 22 August
Profile picture of ‌رزیِ غصه‌گو‌
بچه‌ها شما می‌دونید دارید با زندگیتون چه‌کار می‌کنید یا شما هم ؟

Profile picture of ‌رزیِ غصه‌گو‌
@Rossy27 October 2026
مادام‌و مادام حافظ رو باز کن و به دامان سعدی بیوفت. مادام فالِ قهوه‌ت رو کج کن، صاف کن، با اشکات درخت‌های کج رو صاف کن. گل‌ها رو پرپر کن، به پر آخر برس و سرت رو بین دستانت بگیر. صدف‌ها رو بذار تو جیبت و ده‌تا دستبند از سنگ‌های مختلف دستت کن، سکه بنداز و روی آسمون قمار کن.

Profile picture of ‌رزیِ غصه‌گو‌
@Rossy22 October 2026
هرچی از این رابطه دلتا گرفتم، ریشه نداشتیم عزیزم. ریشه نداشتی. نمی‌تونستم بیارمت رو محور و بهت یاد بدم چجوری خودت رو، ریشه‌ت رو به چیزی بند کنی. ریشه نداشتی. منفی بودی و هربار تو قدرِ مطلق گذاشتمت، منفی دراومدی.

Profile picture of ‌رزیِ غصه‌گو‌
@Rossy20 October 2026
جگرمان زیر دندان‌هایمان هزار تکّه شد، تاب آوردیم‌و تابمان شکست، دنیا را خواب برد ما را وهم، تحملمان با میخ طاق شد بر گچ دیوار، گنج را دیگران بردند و رنجش را بر سر سفرهٔ ما جا گذاشتند. به کوزه رسیدیم با لبانی ترک‌ترک، دیدیم کوزه نیز شکسته بود و آب برخاک کویر خشکیده بود.

Profile picture of ‌رزیِ غصه‌گو‌
@Rossy20 October 2026
شما هم دارید نمی‌تونید شونه‌های خمیدهٔ بابا و مِن‌مِن کردن‌های مامان رو، خبرهای رعب‌آور و سایه‌ی جنگ رو، قیمت‌های دوره‌های کنکور و کتابای تست و آزمون‌ها رو، شهریه‌ی کلاس‌ها و پس زدنِ علاقه‌ها رو، شرمندگی و میل به محو شدن رو؟ کاش شما راحت باشید و چیزی نباشه براتون که "تونستن" بخواد، همه‌چی شده باشه.

Profile picture of ‌رزیِ غصه‌گو‌
@Rossy20 October 2026
ستارگان را که پایین می‌کشیدم دستانم می‌سوخت. تکّه‌تکّه زخم می‌شدند. برق دندان‌هایت، هنگام آن خنده‌های وسیع که گوش تا گوش صورتت را به‌بازی می‌گرفتند، کورم می‌کرد و پوستم را می‌سوزاند. به تو که گله می‌آوردم، می‌گفتی از سوزش دست، به هنگامه‌ی لمس نور.