تا در فلک عشق بچرخم به مدارتخورشید تویی ذره منم حول و کنارتمجنون شده ام دلبری ات را فتبارکاز آمدنت خانه ی دل گشت عمارتبگذار که آرام بگیرد همه جانمدر لحظه ی دیدار من و چشم خمارتوقتی که خبردار نبودی زخیالم آن نرگس جادوت دلم برد به غارتیوسف حمزه
20:44 - 23 شهریور 1402