پدرت زخم میزند، تو نمکقَطَعَ اللهُ نُطقَکَ وَ یَدَکتو که باشی که نسخه میپیچی؟!سرِ جایِ خودت نشین! پسرک!جانفدای حبیب میداندراه و رسمِ مقاومت بیشکتو و اَمثالِ تو فقط بَلَدیدرویِ ملّت روید با غَلتَک!تازه و موجب تعجّب نیسترانتخوار اَر زَنَد به ما جُفتک
دورِ دنیا میانِ هر بازارمیزنید از پیِ پدر پُشتَکدیرگاهی است این وطن خوردهستاز تو و مثلِ تو هزار کتکگره از مشکلی که نگشاییگره افزون چه میکنی، مردک!؟گاه در هستهای کنی تردیدگاه میافکنی به دلها شکعاشقِ سینهچاکِ الهامیلحظهای نیستی از او مُنفَک!
هر طرف اختیارِ ارباب استمیبری سوی آن طرف، شاخکسینهچاکانِ کدخدا! هر روزچهرهٔ دیو را کنید بَزَکگاه با زور و گاه با نیرنگاز سرِ بانوان کشید لَچَکدرکتان نیست قدرِ یک اَنگَلهر چه خواهی به جای آن مَدرکتیرِ افسون به ذوالجناح زنیداسبِ ابلیس را شوید یدک
جنگ بیرون کشید باطنتانچون مُطَلّا که برخورَد به مِحَکبرملا میکنید با فریادباطنِ زشتِ خویش را اینک:چین و روسیّه دشمنِ وطناند!لیک اگر بارها زند پاتَکاَمِریکا همیشه دوستِ ماستمیسرایید با دَف و تنبک:این جماعت کُلُفت کورتِکساندمیکُشَند ار هزار و یک کودک!
خشمِ حق را به جان خَرید، مباداَخم بر رُخ بیاوَرَد دلقک!در دلِ دوست خیره چونان خارپیشِ دشمن ذلیل چون پشمک!یا رب این مارهای خوش خط و خال به کَرَم زین دیار کُن مُندَکبیش از این از وجودشان مپسندمُلک ویران و دلرمیده مَلَک مشهد مقدّس ۲۸ شهریور ماه ۱۴۰۵
19:32 - 19 September 2026