نقل شده مردی از اهل شام با قصد توهین نزد امام آمد و گفت:«أنت بَقَر!»یعنی: «تو گاوی!»او با نام «باقر» بازی لفظی کرد تا به امام اهانت کند.امام با آرامش فرمودند:«لا، أنا الباقر.»«نه، من باقرم.»سپس آن مرد گفت:«تو پسر آن زنی هستی که آشپز بود.»امام فرمودند:«آن شغل او بود و عیبی ندارد.»👇👇👇👇
مرد دوباره گفت:«مادرت سیاه و بیادب بود.»امام پاسخ دادند:«اگر آنچه میگویی راست است، خدا او را بیامرزد؛ و اگر دروغ میگویی، خدا تو را بیامرزد.»این برخورد کریمانه چنان بر آن مرد اثر گذاشت که از رفتار خود شرمنده شد و در برخی نقلها آمده است که محبت امام در دلش جای گرفت