نوکرت بزرگترشد.... یک سال دیگه گذشت... تلخی، شیرینی،ذوق، غم.... یک سال گذشت از آرزوی دیدن تو،ازروضه هاو شب های هیئت... ازگریه های پنهانی برای حرم.... قبول داری ارباب؟ شدی همه ی زندگی این نوکر... جزتوکسیوندارم کسی هم اندازه ی تو دوستم نداره.... چقدرخوبه که صاحب قلبم شدی واماامشب!