دارم زِ تهران میروم مردم خداحافظدیگر مُرَخَص میشوم ای قُم خداحافظخیر تو را میخواستم ایران حلالم کنای طاعنان! این نیز رفراندوم خداحافظگفتند شد زیر زمین پنهان، گذشتم منرفتم ولی تا گُنبدِ طارم خداحافظمستأجری بودم درون خانهای کوچکآنهم که شد در بمب و موشک گُم خداحافظاین خانه زهراست، پاسَش را نگه داریدحالا که این در سوخت در هیزم خداحافظمن سوختم اما نه از موشک زِ بیمهریای نیشهای بدتر از کَژدُم خداحافظمستی مهیا بود اما من ننوشیدمچیزی به غیر از خون دل ای خُم خداحافظدیگر مجاور میشوم در شهر خود مشهدزیر چراغ کوکب هشتم خداحافظمن با عروس و دختر و داماد و زهرایَمپَرمیکشم از خاک تا انجَم خداحافظبا جسم پَرپَر میروم تا کربلا اینَکچون نعش اربابم به زیر سُم خداحافظای خیلِ صاحبمنصبان از مُلکِ ری رفتممال شما این خاک و این گندم خداحافظقدرم ندانستید اما مجتبایم رالطفا مرنجانید ای مردم خداحافظ
22:39 - 6 July 2026