چند بیت با خالقخداوندگارا؛ نظر کن به جودکه جُرم آمد از بندگان در وجودگناه آید از بندهی خاکساربه امّیدِ عفوِ خداوندگارکریما؛ به رزقِ تو پروردهایمبه اِنعام و لطفِ تو خو کردهایمگدا چون کَرَم بیند و لطف و نازنگردد ز دنبالِ بخشنده بازچو ما را به دنبال کردی عزیزبه عقبا همین چشم داریم نیز
عزیزی و خواری، تو بخشی و بسعزیزِ تو، خواری نبیند ز کسخدایا به عزّت، که خوارم مکن به ذلّ گنه، شرمسارم مکن مرا شرمساری ز روی تو بسدگر شرمسارم مکن پیشِ کسگرم بر سر افتد ز تو سایهایسپهرم بُوَد کمترین پایهایبه لطفم بخوان و مَران از دَرَم ندارد به جز آستانت سَرَم
تو دانی که مسکین و بیچارهایمفرو ماندهی نفسِ امّارهایمنمیتازد این نفسِ سرکش چنان که عقلش تواند گرفتن عنان که با نفس و شیطان برآید به زور؟ مصافِ پلنگان نیاید ز موربه مردانِ راهت، که راهی بدهوزین دشمنانم پناهی بدهخدایا؛ به ذاتِ خداوندیَتبه اوصافِ بیمثل و مانندیَت
به لبیکِ حجاجِ بیتالحرامبه مدفونِ یَثرِب (علیه السّلام)به طاعاتِ پیرانِ آراسته به صدقِ جوانانِ نوخاستهکه ما را در آن ورطهی یکنفسز ننگِ "دو" گفتن، به فریاد رسامیدست آنان که طاعت کنندکه بیطاعتان را شفاعت کنندبه پاکان، کز آلایشم دور داروگر زلّتی رفت، معذور دار
مرا گر بگیری به انصاف و دادبنالم، که لطفت نه این وعده دادخدایا؛ به ذلّت مَران از دَرَمکه صورت نبندد دری دیگرمگر از جهل، غایب شدم روز چندکنون کآمدم، در به رویَم مَبَندفقیرم، به جُرمِ گناهم مگیرغنی را ترحّم بُوَد بر فقیرکس از من سیهنامه تر دیده نیستکه هیچم فَعالِ پسندیده نیست
جز این کاِعتمادم به یاریِ توستامیدم به آمرزگاریِ توستبضاعت نیاوردم الّا امیدخدایا؛ ز عَفوَم مکُن ناامید....بوستان سعدی.
01:27 - 13 June 2026