به هیچ وجه این شعرو از دست ندید!! 😂😂رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان بخرمو کمی جنس بفرمودهی مامان بخرماز قضا چشم من افتاد به یک دوشیزهقصد کردم قدحی "ناز" از ایشان بخرمناز از دلبر طنّاز، خریدن داردبس که ابروی "تتو" با مژهاش سِت شده بودمانده بودم چه از آن سرو خرامان بخرمکه به خود آمده، دیدم
به سرش شالی نیست!به کجا میروم اینگونه شتابان! بخرم!نکند دوره چهل سال عقب برگشته؟یا که من آمدم از عهد رضاخان بخرم!با تعجّب و کمی دلهره گفتم؛ بانو!بهرتان روسری اندازهی "روبان"! بخرم؟گفت با لحن زنانه "برو گم شو عوضی"!پسر "مش صفرم"! آمدهام نان بخرم!! 😂
07:20 - 22 October 2023