دل در هوای تو پر میزند هنوزشبها به خواب تو سر میزند هنوزبر دفتر و قلم و شعر هر شبمتنها خیال توست که سر میزند هنوززیبا! به من ببار که بر خرمن دلمبرق نگاه تو شرر میزند هنوزساقی بده شراب که آن ناز و این نیازدر سینه آتشی به جگر میزند هنوز
از شوقِ وصلِ پسرِ هور، دختر مهتاب،با عشق و شور شانه به سر میزند هنوزدر گرگ و میش نگاهی که پشت در استعشق ایستاده، ضربه به در میزند هنوز#ساجده_نظیف#شعر#شاعر#هنر#هنرمند