دل عشوه میفروخت که من مرغ زیرکماینک فتاده در سر زلف چو دام اوستبیچاره ماندهام همه روزی به دام اوو اینک فتادهام به غریبی که کام اوستهر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود…Show more
Replying to @Samaneh_Yدل عشوه میفروخت که من مرغ زیرکماینک فتاده در سر زلف چو دام اوستبیچاره ماندهام همه روزی به دام اوو اینک فتادهام به غریبی که کام اوستهر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود…Show more