با سنسی(استاد) شمشیر زنی ژاپنی داشتم تمرین می کردم بعد یهو تمرین سخت شد انگار جنگ واقعی شده یه لحظه فکر کردم ظاهراً من یه رونین یا یه مزدور ژاپنی هستم بابا یواش سنسی جنگ واقعی نیست که😂 بعدبرای شوخی ادای فلیم مختار رو در آوردم 😂😂 یه جا یکم فاصله گرفتیم بعد به شوخی گفتم اهای حرمله😂 سنسی از خنده
قش کرد😂 خودمم خندم گرفته بود بعد سنسی برگشت به شوخی حریف طلبدین منم به شوخی گفتم سنسی با کمال احترام صدایت را ببر ملعون😂 نفرین آمون بر تو باد نامرد بعدش یهو گفتم خدا حقه الله اکبر😂😂سنسی مرد از خنده گفت داداش نگران مغزت شدم😂 یهو از مختار رفتی یوزارسیف بعدش اسلام و فیلم عثمان😂
22:56 - 18 اسفند 1402