🌿شب چو در بستم و مست از مِیِ نابش کردمماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم🌿دیدی آن تُرکِ خَتا دشمن جان بود مراگرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم🌿شرحِ داغِ دلِ پروانه چو گفتم با شمعآتشی در دلش افکندم و آبش کردم🌿زندگی کردن من مردن تدریجی بودآنچه جان کَنْد تنم، عمر حسابش کردم#فرخی_یزدی