ابوفاخِته می‌گوید نزد علی (ع) نشسته بودم که مردی که مشخص بود تازه از سفر رسیده است آمد و گفت: «یا امیرالمؤمنین! من از شهری پیش تو آمده‌ام که هیچ کس در آنجا تو را دوست ندارد.» حضرت پرسید: «از کجا آمده‌ای؟» گفت: از «بصره». حضرت فرمود: «اگر آنها می‌توانستند مرا دوست بدارند، دوست می‌داشتند. من و شیعیانم
در عهد و پیمان خداییم تا روز قیامت، نه يك نفر بر تعداد ما افزوده می‌شود و نه يك نفر کم می‌شود.»#ترجمه‌ی_الغارات#سال‌های_روایت_نشده#از_حکومت_امیرالمومنین(ع)
20:51 - 24 December 2025

1 Reposts
94 Views