انسان اگر یک دوچرخه هم دارد، با آرامش خاطر سوار این دوچرخه بشود، نه اینکه اگر یک ماشین پیکان دارد، آنقدر در فکر پرداخت قسطش باشد که رغبت نکند سوارش بشود. همیشه فقط وقت صرف کند که آن را بشوید و گردگیری کند و یک جعبه آینه هم احیاناً پیدا کند و آنجا بگذارد. واقعاً دغدغهی قسط آخر ماه،
لذت بهرهمندی او را از این وسایل از بین نبرد، و بعد مجبور نشود برای تهیهی هزینههای روزانهاش، تن به هر کار دیگری بدهد. افراد با میل و رغبت به سراغ بسیاری از مشاغل کثیف و پَست نمیروند، در همین تنگناهای اقتصادی به سراغش میروند و انسانیتشان را فدا میکنند و میفروشند.
در اقتصاد جمهوری اسلامی باید جلوی این حرفها گرفته بشود. باید فرصتی داده بشود تا آنها در سرنوشتشان شرکت کنند. این آدمی که صبح تا شب دنبال این مبالغ کوچک میگردد، کِی وقت فکر کردن به مسائل سیاسی را دارد؟ کِی وقت دارد اصلاً روزنامه بخواند، اخبار بشنود و در جلسات تجزیه و تحلیل سیاسی شرکت کند؟
جزء برنامههای ما که همین حالا هم شروع کردهایم این است که افراد این کشور هفتهای حداقل یک جلسه و اگر بشود بیشتر، در جلسات بحث و تحلیل سیاسی شرکت کنند. شنیدن اخبار رادیو و امثال آن کافی نیست. حتی شنیدن و گوش دادن یا دیدن جلسات مناظرهی تلویزیونی کافی نیست.
17:23 - 26 January 2026