تکیه دادم به لبهی تراس، به درختها نگاه کردم به ماشینها که میومدن و میرفتن، دود سیگارش گهگاهی پیش چشمم رو تار میکرد. گرم شد شونههام. به نشونهی تشکر لبخندی زدم و پالتوش رو بیشتر به خودم پیچیدم. +فردا صبح دو تا عصبکشی داری و یه پر کردن. -از اینجا خستم.