همین سگ کوی یار بودنم لیاقت وصلاحیت میخوادکه من اقرار میکنم ندارم بقول شیخ بهایی همه شب براستانت چو سگان نهاده ام سر/که رقیب درنیاید به بهانه ی گدایی/یا ملاهادی سبزواری ازین ادم بودن به فغان امده وگوید:به فغانم زفراق رخ و زلفت به فغان/سگ کویت همه شب تا سحری نیست که نیست