قصه ی من و غم تو قصه ی گل و تگرگهترس بی تو زنده بودن ترس لحظه های مرگهای برای با تو بودن باید از بودن گذشتنسر به بیداری گرفته ذهن خواب آلوده ی منهمیشه میون قاب خالی درهای بستهطرح اندام قشنگت پاک و رویایی نشستهکاش میشد چشام ببینن طرح اندام تو دارهزنده میشه جون میگیره پا توی اتاق میذاره!
