خدا اگر آینه را ایجاد کرده علتِ وجود آینه است گقبول؟ اما از این لازم نمیاد هر صورتی که آینه در شرایط خاص فیزیکی ایجاد میکند جزئی از وجود خدا یا عین حقیقت خدا باشد
من نگفتم مخلوق عین نور الهی هستش من میگم مخلوق به نحوی نشون دهنده نور خداست و میشه از اون به شناخت رسیدالبته نمیدونم درست باشه یانه
علّیتِ فاعلی ملازم با انتقالِ ذاتِ علت به معلول نیستعلت،معلول را ایجاد میکنه خب نه اینکه ذات خودش را تکهتکه کنه و داخل معلول بگذارداین دقیقاً جایی است که تعبیر نور خدا در آینه است اگر تحتاللفظی گرفته شودبه مشکل میخورد
نور قبل از بازتاب نور بوده، بعد از بازتاب هم نور است، پس همان حقیقت است؟این استدلالت فقط در مورد نور فیزیکی یک معنای محدود داره چون نور فیزیکی یک پدیدهٔ طبیعی با ویژگیهای معینهاما وقتی نور خدا را وارد بحث الهیاتی میکنی دیگه نمیشع بدون دلیل فرض کنی که نور»همان معنای فیزیکی را داره
مادهٔ نور بعد از انعکاس هنوز نورهپس چیزی که اکنون دیده میشه عینِ ذاتِ منبع نور استاین دو یکی نیستند اگر ذات محدود نشده و فقط ظهور محدود شده پس چیزی که ما میبینیم ذات نیست ظهورِ ذات یا اثرشه
چه چیزی محدود شده؟نور خدا بینهایت استخوب.اگر چیزی که در مخلوق میبینیم عین همان نور بینهایت باشه باید توضیح بدی چگونه حقیقتی که مطلق و نامحدود است در یک تعیّن محدود و مقید قرار میگیرد
آیا میتوان از مخلوقات به خدا رسید یا نهسایه میتونه نشونه تی برای توجه به نور باشه اما خودِ سایه نور نیست و شناخت سایه شناخت حقیقت نور محسوب نمیشه در عین حال ناقص بودن مثال سایه هیچ دلیلی بر درستی مثال آینه ی تو نیست چون اصلا هیچیک از دو تا مثال بهتنهایی برهان فلسفی نیستند
03:28 - 29 شهریور 1405