دیشب دوستم اومد دنبال،گفت بریم، تو راه گفتم خوبه یک ترکش ،دو زاری بردت سراون سفرهه. راستی اسم تو که عبد الله نبود، گفت بعدا می فهمی،رسیدم، گفتم منو اوردی کویر لوت، گفت اون عینک رو بزن، وای خداااا،دست چپ تا چشم کار میکنه آدمها ایستاده با دستهای باز،گفتم چرا یک سری اویزانند با دستان باز،بقیه در زیر
06:59 - 6 October 2023