۶۰ سال قبل وقتی بچه بودم رفتم ببینم اگه خاله ام آب میخواد از قنات براش بیارم تا رفتم تو حیاط،گفت ،سرتو گوهنگ،کردی،اومدی، شکمبه،آموخته شدی، دم دقه بیای قیماق بخوری. منم اوقاتم تلخ شد ،دیگه نگفتم اومدی از قنات برات آب بیارم، در عوض نمک ریختم تو چاییش،فرار کردم، بعدا فهمید گفت بلک، ببردایشالا
15:37 - 11 January 2024

38 Views