جبهه،بعد از ظهر عیسی رفت حموم صحرایی، که فردا بره مرخصیگفتم حسین بدو، سه تا ماژیک با یک چوب بیار، اورد،نقشه رو به بچه ها گفتم،من محکم زدم به ورق آهنی دور حموم، فک کرد بمب بارونه لخت زد بیرون ،بچه ها هم، خوابان دنو با ماژیک رنگ‌کردن، تو حموم هی فحش میدادم میگفت پاک نمیشهآخرش گفت عرب، خدا لعنتت کنه
19:25 - 30 January 2024

51 Views