خبر آمد: «او آمد!» آقا آمد… در آن دم، چشمانِ ذوقی‌ام اَکلین باران کِه انگار از سفر آمد، بابام هِلالِ ماه، رُویت شده انگار رمضانادلم پروانه‌ای گشت، ای حافظا! دلم تنگیده بود، جانم حسابی می‌گفتم هر نفس: «یارا، آقاجون من کو؟»
01:30 - 9 July 2025

1 Reactions
333 Views