🌼ابوسعید ابوالخیر گفت... شبی مادر از من آب خواست دقایقی طول کشید تا آب آوردم، وقتی به کنارش رفتم خواب، مادر را در ربوده بود دلم نیامد که بیدارشکنم بهکنارشنشستمتا ... مادرچشمان خویش را باز کرد.. وقتی کاسه ی آب را در دستانم دید پی به ماجرا برد و گفت: فرزندم امیدوارم که نامت عالمگیر شود..
08:06 - 1 November 2024