#تجربیات_اربعین«طاقت»یکی از رفقای ما پاش تاول خیزه و با دمپایی که میاومد راحت ۱۰ تا تاول می زد. تاولش که بزرگ می شد می دوختمش و نخ رو داخلش می گذاشتم تا خشک بشه. پاهاش پر بود از نخ هایی که از دو طرف تاول ها آویزون بود.اواخر نق زدنش زیاد شد ولی کسی زیاد ناراحت نمیشد چون واقعا وضع سختی داشت تا This post was deleted by the post author.
رسیدیم عمود ۷۰۰ طریق العلماء که رئیسش زنگ زد و گفت:پسفردا بیا شرکت دست تویه که من سفر کاری دارم.انگار آب یخ ریخته بودن رو سرش! رئیسش مخالف امورات مذهبی بود و از کربلا رفتنش خبر نداشت.شروع کرد گریه و غلط کردم گفتن.دم دمهای صبح راه افتادیم و او با پنجه پا و به شکل هروله راه می رفت و هر وقت خسته
میشد همه می گفتیم: تاول پای ما فدای تاول پای زنجیره شدهی رقیه س!نصف روز نشده رسیدیم به کربلا. با همون کسی که می گفت من پیاده به کربلا نمیرسم.«ما نه تنها در توکل و توسل گاها ضعف داریم، از توانایی های خود و حتی توانایی انسان شناخت و باوری نداریم.ما خیلی قوی تر از اون چیزی هستیم که فکر می کنیم.»
21:29 - 29 July 2024