🏴🏴🏴🔹️ روزی که مادرِ موسی، پسرکش را به نیل سپرد، پنجههای فرعون روی گلوی پسران بنیاسرائیل قفل شده بود.🔸️ روزی که آمنه، محمد را به حلیمه سپرد، بیماری وَبا دورِ شهر مکه، دور میخورد و عده ای به دنبال جان طفلی بودند که قرار بود پیامبر آخر زمان باشد.💔 من یک مادرم کیلومترها دور تر از تو، کسی
سلاح به دستم نمیسپارد و راه به جایی ندارم.❤️🩹 کاش میتوانستم بیایم دست بگذارم پشت کمرت بگویم بیا برویم چند روزی مهمان دیار ما باش کنار هم پسرانمان را بزرگ میکنیم، رشید و تنومند تا وقتی که بتوانند جا پای موسی و محمد بگذارند.🌱 شاید بگویی نه سرزمینت را رها نمیکنی. شاید بگویی آنها همین را
میخواهند؛ رفتن ما.🥺 بعد من چشمهایم را از نگاهت بدزدم، دست بکشم لای موهای پسرت با مِن و مِن بگویم، لااقل بگذار من آن نیل باشم تو مادر موسی، من حلیمه باشم، تو آمنه.بگذار کاری از دستم بربیاید. بگذار پسرکت را با خود ببرم، وقتش که رسید با محمدِ خودم راهی شان میکنم.🇵🇸 نمیدانم چه خواهی گفت؟
نمیدانم میتوانم مثل تو شیر بار بیاورم یا نه؟ نمیدانم خاکی بهتر از فلسطین میتواند برای پهلوانت مادری کند یانه؟فقط میدانم دلم میخواهد من هم سهمی داشته باشم.#غزه#فلسطین 12:10 - 10 November 2023