نهنگِ زرد!

‌نهنگِ زرد!‌'s header picture
Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌

نهنگِ زرد!

@Yellow_Whale
iri
Joined April 2026
Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
امروز تو مدرسه اونقدر خسته و کلافه شدم که فقط می‌خواستم بشینم گریه کنم و به زور خودم رو نگه داشتم که با بچه‌ها بد اخلاقی نکنم.در همین شرایط، وقتی زنگ خورد و جلوی در داشتم سوار اسنپ می‌شدم، یکی از بچه‌های هفتم گفت «خانومْ ادبیات! خداحافظ.»و انگار همه‌ی خستگیم از تنم رفت با همین یه جمله...

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
تا اینجا، سخت‌ترین قسمت معلمی برام چند تا کلاس هم‌پایه داشتنه‌.با اینکه تقریبا همه‌چیز رو یادداشت می‌کنم، باز جزئیات تعیین کننده‌ای هست که واقعا یادم نمی‌مونه برای کدوم کلاسه و ماجرا رو برام کمی مضطرب کننده می‌کنه.

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
رنج انسان‌ها رو تقلیل نده آدمیزاد.

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
وقتی رویاهای جدید برای خودم ساختم، فهمیدم که کم‌کم دارم بهتر می‌شم...
Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
نهنگِ زرد!

@Yellow_Whale  •  22 July 2026

وقتی قلبم دوباره برای عشق تپید، فهمیدم که کم‌کم دارم بهتر می‌شم...

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale3 October 2026
یادآوری:بین میزان سر پا ایستادن تو و یادگیری دانش‌آموزهات هیچ رابطه‌ای وجود نداره. تو رو خدا بشین.پ.ن: نام برده بعد از هشت ساعت تدریس، داره پاهاش رو از دست می‌ده‌.

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale30 September 2026
زیاد تو موقعیت‌هایی قرار می‌گیرم که مجبور شم به‌ خودم بگم «چون ساکت و صبوری، گمان می‌کنند چیزی احساس نمی‌کنی...»

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale29 September 2026
امروز سر کلاس، یه لحظه احساس کردم چه قدر دلم برای دانشجو بودن قراره تنگ بشه.برای یادگرفتن چیزهای جالب و جدید.

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale28 September 2026
امروز یکی از معلم‌های جدید مدرسه، سر حرف رو باهام باز کرد.بعد گفت «آها؛ پس شما همون دبیر ادبیاتی هستین که خانم مدیر می‌گفتن. بچه‌ها خیلی دوستون دارن‌ها. سر همه‌ی کلاس‌ها حرف شما هست.»و من قند تو دلم آب شد و احساس می‌کردم دارم خواب می‌بینم‌.خب آخه «به از این، چه شادمانی؟...»

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale27 September 2026
برای دانش‌آموزها نمی‌دونم، ولی برای منِ معلم، مدرسه واقعا نجات دهنده‌ است...

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale25 September 2026
یه لحظه‌هایی هست، اونقدر شرایط از کنترلم خارج می‌شه که وسط چت کردن باهاش پیام می‌دم به منشی کلینیک و ازش وقت مشاوره می‌گیرم.اون لحظه‌ها واقعا بی‌پناهم و حیرون...

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale25 September 2026
نازنینا، ما به نازِ تو جوانی داده‌ایم؛دیگر اکنون با جوانان ناز کن، با ما چرا؟..._ شهریار

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale25 September 2026
یه پرستاری اومده تو بخش از بیمارها آزمایش بگیره، اونقدر مهربون و پرانرژیه‌ و با حوصله همه‌ی سوالا رو جواب می‌ده که دلم می‌خواد بپرم بغلش کنم.

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale24 September 2026
امشب اومدم بیمارستان همراه مامان‌بزرگم، همراه تخت روبه‌رویی قفلی زده باید عروس من بشی.وا بده زن‌. من رو اینجوری نبین. من سگ اخلاقم.

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale23 September 2026
در حالی که من ماه‌ها با نخشوار فکری، اضطراب و گریه خودم رو خفه کردم و در نهایت تصمیم گرفتم علی‌رغم میل باطنیم بین کارشناسی و ارشد فاصله بندازم؛امشب بابا بزرگم خیلی رندوم داشت می‌گفت «نمی‌خوای ارشد بخونی؟»آخه پیرمرد! =))))))

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale21 September 2026
فکر کنم بالاخره فهمیدم!باید اونقدر درد بکشم،‌ که دیگه دردم نیاد...

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale21 September 2026
شاید بدترین کاری که می‌تونیم بکنیم، اینه که به بقیه این احساس رو بدیم که «تو تحت هیچ شرایطی کافی نیستی!»...

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale20 September 2026
سرد و ساکت، صبور و سرگردان،مثل دردی هزار ساله شدی...آی انسان! چه بر تو رفته مگر؛که چنین در خودت مچاله شدی؟_ فاطمه ناصری‌فر

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale18 September 2026
یکی از چیزهایی که توی فضای مجازی خیلی اذیتم می‌کنه، این حجم عظیم قم ستیزیه‌.بابا. خب تو با شهری که همه‌ی تعلقات و دل‌بستگی‌های من رو تو خودش جا داده چی کار داری؟ دوستش نداری، نداشته باش. ولی دلیل نمی‌شه هی نفرت پراکنی کنی که. اَه.

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale16 September 2026
اعصاب‌خردی انتخاب واحد رو برای دشمنم‌ هم نمی‌خوام.

Profile picture of ‌نهنگِ زرد!‌
@Yellow_Whale16 September 2026
بهش گفتم «چه طور باید تو رو‌ توی دست‌هام نگه دارم که مثل آبِ روون نریزی.....»و به این فکر کردم که چه قدر «طفلکی‌»ام‌...کاش کمی قوی‌تر و محکم‌تر بودم! کاش فقط کمی..