از مجموعه شعرهایی که وقت اذان، سرودنشون شروع شد!نشاندهام به دلم درد و داغ هجران راشبیه شب شدهام! میدَرم گریبان را...هجا هجای دلم سمت آسمان باریدبریده شعر من امشب گلوی باران را!رعیتم ولی آقا گلایه هم دارماز این فراق و جدایی که برده سامان را
برای اینکه بنوشم شراب انگورتببین که پس زدهام دست میگساران رامرا که عاشقت هستم بگیر در آغوشسپس به آخر عمرم بزن تو پایان رابده محبت خود را بگیر از ما نانکه بی محبت تو من نمیخورم نان رافقیر کوی توام ای تمام ثروت منبگیر هرچه که دارم، گران و ارزان را!
«علی امام من است و منم غلام علی»سرود شعر و سپس داد بر علی جان راعلیست جان پیمبر، علیست عشق خدافقط به عشق علی کن تو ختم، قرآن راخلاصهی غزلم عاشقانههای من استبریده شعر من امشب گلوی باران را...✍🏻زهرا رجبی
19:13 - 20 June 2025