در میان قلب خود یک صحن زیبا میکشمده رواق و گنبدی از جنس مینا میکشمآینه کاری شده دیوارها شکر خداتا فراز آسمان دیوارها را میکشمکفشداریهای اینجا عطر باران میدهند خاک پای زائران از جنس طوبی میکشمچایخانه دائر است و زائران مهمان توزعفران و چایی گیلان و خرما میکشم
میرسم کم کم به صحن جامع صادق و بازرودهای اشک خود را پیش دریا میکشمحوزهی علمیهای نزدیک صحنت ساختمعصرها در پای درس تو مسیحا میکشمفیلسوفان با اشارات تو قربان میشوندعالمان را گوشهای غرق تماشا میکشمقال صادق اعتبار و عزت ما شیعههاست نام تو فریاد من، بهر تولیٰ میکشم
گاه گاهی که دلم تنگ زیارت میشوددر میان قلب خود یک صحن زیبا میکشم✍🏻زهرا رجبی
23:30 - 13 April 2026