#کمی_خنده امروز صبح که رفته بودم بيمارستان، آبميوه و كيک خريدم، يه پسره هم نشسته بود كنارم ديدم داره نگاه ميكنه دلم سوخت برای اونم خريدم، يخورده بعد، مادرش اومد داد زد كدوم احمقی برات كيک و آبميوه خريده!(پسرش رو آورده بود برای آزمايش بايد ناشتا ميبود)من نفهميدم چطوری فرار كنم😂😂😂 13:57 - 12 August 2023