#شعر_شبانه ز بس بی تاب آن زلف پریشانم، نمی دانمحبابم، موج سرگردان طوفانم؟ نمی دانمحقیقت بود یا دور و تسلسل حلقه ی زلفت؟هزار و یک شب این افسانه می خوانم، نمی دانم...سراسر صرف شد عمرم همه محو نگاه توولی از نحوه ی چشمت چه می دانم؟ نمی دانمچو اشکی سرزده یک لحظه از چشم تو افتادم
23:44 - 4 October 2024

376 Views


Profile picture of ‌ابوالجواد‌
@abaljavad4 October 2024
چرا در خانه ی خود عین مهمانم؟ نمی دانمستاره می شمارم سال های انتظارم را :هزار و سیصد و چندین و چندانم؟ نمی دانمنمی دانم بگو عشق تو از جانم چه می خواهد؟چه می خواهد بگو عشق تو از جانم؟ نمی دانمنمی دانم به غیر از این نمی دانم، چه می دانم؟نمی دانم، نمی دانم ، نمی دانم ، نمی دانم!!قیصر_امین_پور
1 Reply