وقتی که عکسِ ماهِ تو در برکه قاب شدهی شعر روی شعر نشست و کتاب شدمردان شهر ؛ مثل خودم شاعرت شدنداز آن به بعد ؛ انجمن شعر باب شدتا آمدم ببوسمش آن روی ماه رایکباره رفتی و همه جا آفتاب شدهی سمت عشق رفتم و چیزی نیافتماز دور چشمه بود و جلوتر سراب شدروزی تو را خدا به خودم داد و بعدها
از من تو را گرفت شبی، بی حساب شدهنگام آفرینش و تبیین رنگ هابخت من از نخست ، سیاه انتخاب شددیدم تو را دوباره شبی بعد سالها...هرچند توی خواب ! ولی مستجاب شدمی خواستم ببوسمت آن روزها... ولیتا آمدم عمل بکنم، انقلاب شد . . . 😍
23:31 - 11 February 2024



2 Replies

Profile picture of ‌زهرا حاجی پور‌
@Zahrahajipour11 February 2024
Replying to
شعر از کیه؟؟؟😍😍😍😍