بچه که بودم پیرزن همسایمون میومد خونموننامه ی برادرش که خدمت بود رو میداد پدربزرگم براش بخونه.پدربزرگمم میگفت بریم اتاق خودم عینکم اونجاست، تقریبا هر هفته میومد.بزرگ که شدم فهمیدم نه پیرزن همسایه برادر داره، نه پدربزرگ ما سواد داشت :)
13:05 - 7 October 2026

3 Reactions
219 Views