چار چیز ای خواجه کم دارد بقاگوش دار ای مؤمن نیکولقاجور سلطان را بقا کمتر بودپس عتاب دوستان خوشتر بوددیگر آن مِهری که باشد از زنانبی‌بقا چون صحبت ناجنس دانبا رعیت چون کند سلطان ستممر ورا باشد بقا در مُلک کمگر تو را از دوستان آید عتابکم بقا دارد چو خط بر روی آب
گرچه باشد زن زمانی مهربانچون کم آید بهره‌ بگشاید زبانچون به ناجنسان نشیند آدمیکمترک بیند از ایشان همدمیزاغ چون فارغ ز بوی گل شودنفرتش از صحبت بلبل شودصحبت ناجنس جانکاهی بودجمله را زین حال آگاهی بودچون تو را ناجنس آید در نظرای پسر چون باد از وی درگذر
14:47 - 16 September 2025