بازی های سیاست بازان و بازگشت به اصول انقلاببعد از انتخابات خرداد 76 و پیروزی جناب محمد خاتمی نماینده جریان نو اندیش در برابر ناطق نوری به عنوان نماینده تفکر سنتی، عده ای از انقلابیون
تشکیلاتی به نام نیروهای انقلاب را سامان دهی کردند که با تابلوی ائتلاف آبادگران ایران اسلامی وارد عرصه شد که اکثریت کرسی‌های شوراها در اختیار گرفتند.
در آینده این جریان، محمود احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور پیروز در برابر هاشمی رفسنجانی همزمان با ریاست حداد عادل بر دور هفتم مجلس شورای اسلامی، معرفی نمود و آغاز تحولات اساسی در روال مدیریت هاشمیست جامعه ایرانی شد که تا حد زیادی رضایت عمومی مردم را در پی داشت.
لاریجانی در دور اول انتخابات آن دوره ریاست جمهوری نماینده این جریان بود و احمدی نژاد به عنوان یک جریان سوم از این روال پدید آمد و مورد حمایت این جبهه قرار گرفت. در دوران ریاست احمدی نژاد جریانی مرموز از چند مسیر توانستد این تفکر را مستهلک کنند.
اولین مسیر نفوذ در دولت احمدی نژاد توسط فردی به نام مشایی به عنوان یک نیروی مجرب، بسیار کارآمد و متفکر بود.همزمان خطی در نیروهای مذهبی پر رنگ شد که کوبیدن احمدی نژاد و مشایی را خلاف توصیه های رهبری تبلیغ می کرد، اینکار با توجه به ضعف های شخصیت احمدی نژاد باعث تحریک لجبازی او و انتخاب مسیر خطا شد.
دومین مسیر اخلال در بازار اقتصاد با استفاده از ابزار دلار و مدیریت غلط اقتصادی بود که باعث ایجاد تورم و نا امیدی جامعه شد. سومین مسیر تحریک گسل های اجتماعی بین مردم با ایجاد دوگانه آزادی و یا دین بود.
عده ای متحجر با رفتاری سخیف سعی در ایجاد انزجار از نیروهای انقلاب در بین جوانان و مردم داشتند و در برابر آنها عده ای دیگر با هتک حرمت ها و لاابالی گری سازمان دهی شده سعی در ایجاد واکنش در مردم مسلمان داشتند.
انتهای آن دوران با قضایای سال ۸۸ و انحراف دولت احمدی نژاد به شخصی به نام روحانی ختم شد.از دلایل اصلی عدم رای آوری جریان انقلابی در این دوره عدم وجود اتحاد بین آنها بود.
قالیباف ، رضایی ، ولایتی و جلیلی با آنکه از نظر اسمی در جریان انقلابی بودند اما با دادن پاس گل به جریان رقیب خود و همزمان حمایت های بی دریغ هاشمی و خاتمی از روحانی، باعث پیروزی وی در انتخابات شدند.
از آنطرف مجلس بظاهر انقلابی با مدیریت آقای لاریجانی با هماهنگی کامل با دولت روحانی برجام را بدون در نظر گرفتن شروط رهبری با سرعت عجیبی امضا کردند.
در دور بعدی انتخابات آقای رئیسی با مقبولیت تمام جبهه انقلاب توانست اتحاد نیم بندی را با آقای قالیباف انجام دهد ولی در برابر طوفان رسانه ای روحانی موفق نشد نظر مردم را جلب کند.
خیانت ترامپ به اصلاح طلبان و شرایط بد مدیریت ایران، باعث رجوع مردم به آقای رئیسی و آغاز حکومت 3 ساله ایشان شد.
در دور ه آقای رئیسی، مجلس با مدیریت آقای قالیباف با آنکه در ظاهر از خط فکری دولت بود اما مشکلات فرآوانی را برای دولت تازه، ایجاد کرد. به طور مثال الزام دولت به حذف یارانه از اقلام اساسی که شروع تورم مضاعف شد.
لابی گری برای جایگذاری وزرای ناکارآمد و استیضاح وزرای نزدیک به رئیسی و قوانین مختلف نامتناجس اقتصادی و فشار شدید بر دولت، از دیگر فعالیت های این مجلس انقلابی بود.
بعد از شهادت آقای رئیسی آیا شما نیز احساس کردید در نحوه تبلیغات و نوع برخورد، هماهنگ جالبی بین آقای قالیباف و جناب پزشکیان رخ داده است ؟!بازی با افکار عمومی تخصص ماهرانه جریان فکری نزدیک به اصلاح طلبان است. بازی با الفاظی مانند کشیدن دیوار در خیابان، بی سواد، شش کلاسه، طالبان و ....
قدرت معجون شیرینی است که در سلوک مدعیان، جبهه ها و طرز فکر ها در برابر آن رنگ می بازد و تنها و تنها قدرت مهم می شود.روزی خاتمی در مقابل هاشمی مطرح می شود و روزی همراه، روزی ناطق بر علیه خاتمی می شود و روزی رفیق ، لاریجانی و قالیباف روزی نماینده اصول گرایان هستند و زمانی نماینده اصلاح طلبان و ....
این بازی های رفت و برگشت گونه، گویی برای بازی دادن مردم برگزار شده است تا سرگرم اسامی شوند و از درون و ماهیت غافل شوند.اصلاح طلبی و اصول گرایی، دو قطبی فریب ماست.
رنگ و لعاب سیاست لیبرال در همه این داستان جای گرفته و سیاست از دیدگاه امام فراموش شده. آنجا که سیاست راستین یعنی حقیقت در برابر فریب، یعنی انقلابی گری و در برابر محافظه کاری.
باید طرحی نو در سیاست ایران ریخت، باید خط حزب الله را به دور از اسامی از نو نوشت.نه آیت الله و نه سردار و نه ... هیچکدام تعریف مشخصی از جریان انقلابی نیست چه آنکه آیت الله هایی مانند شریعتی مخالف انقلاب بودند و سردارانی که استحاله یافتند.
جهت حفظ ماهیت انقلاب باید از اسامی تماما عبور کرد و اصول انقلاب را دوباره مرور کرد و جریانی ماهیت محور را ساخت.
یک انقلابی برای عدم انحراف باید مبانی انقلاب را اصل قرار دهد و نسبت به سایر الفاظ و خط کشی ها بیگانه شود باید هندسه انقلاب را تبیین کرد.تفکر انقلابی صحیح و خالص حزب ‌اللهی چیست و چه مشخصاتی دارد ؟
براساس سخنان امام رحمه‌الله ، موضوع «مردم»، «استقلال کشور»، «تدین و پایبندی به مبانی اسلامی»، «مبارزه با استکبار و زورگویی»، «مسأله‌ی فلسطین»، «موضوع معیشت مردم»، «توجه به مستضعفین و رفع فقر»، خطوط اصلی انقلاب هستند که از ترکیب آنها «هندسه‌ی انقلاب» به‌دست می‌آید.
باید اصول انقلاب را بسط داد و یک مانیفست مشخص و جامع نوشت که جریان ها و افراد بر اساس آن معیار، سنجیده شوند.اصولگرایی و اصلاح طلبی بدون یک مانیفست مشخص و تنها بر اساس فردگرایی ساخته و پرداخته شده اند.
برای رسیدن به حقیقت باید از هر دوی این دعاوی عبور کرد و به اصول انقلاب امام خمینی پناه برد. اصولی که رهبر معظم انقلاب بارها آن را مطالبه کرده اند و غالبا جواب صحیحی از مدعیان نگرفته اند و هر کدام با توجه به امیال خود سعی در انحصار گرفتن خط رهبری بوده اند.
خط حزب الله همان خط ولایت فقیه است. اصول انقلاب ثابت است و این افراد و جریان ها هستند که باید خود را با آن هماهنگ کنند.جریان های سیاسی کشور باید موضع خود را در برابر مانیفست انقلاب مشخص کنند و بر اساس آن رای جریان انقلابی را مطالبه کنند.
دنیای پر از مکر و فریب سرداران و انقلابیون را فریفته است پس جریان نوی انقلابی باید خاموشی را کنار گذارد و خط روح الله را مطالبه کرد.بازگشت به اصول انقلاب اسلامی، اصولی که مورد تایید همه مردم بود، باید سرلوحه زندگی سیاسی ما گردد.انشالله
13:28 - 6 September 2024

2 Reactions
332 Views


3 Replies

Profile picture of ‌سالک‌
@Arefsalek6 September 2024
Replying to @alimousavifard
خداقوت به کلام و بیان و قلم و بینشتان 👏 تنور دلتان به مهر علی(ع) و اولادش همیشه گرم

@Dokhtarkhanom6 September 2024
Replying to @alimousavifard
شما با این موی سفید فکر آخرتت هستی؟این الزام ث فشار مگه از جانب مجلس بود؟اصلا موضع رهبری رو در مورد ارز ترجیحی میدونین؟؟سازمان برنامه و بودجه فشار آورددولت مجبور به حذف ارز ترجیحی بود