صلح پایدار از راه جهادجنگ و خونریزی همواره گریبانگیر انسانیت بوده و رهایی از آن آرزوی دیرینه بشر بوده است.
فلسفه جنگ زمینه‌ای از کوششی است که قصد پاسخ دادن به پرسش‌هایی مانند این را دارد که: جنگ چیست و چگونه می‌توان آن را تعریف کرد؟ رابطهٔ بین روان انسان و جنگ چیست؟ تا چه حدی مسئولیت وقوع جنگ به عهده انسان‌ها است؟
برخی فلاسفه جنگ را اجتناب ناپذیر می دانند و تنها بحث اخلاقیات را در جنگ ها مطرح می کنند و عده ای از این دانشمندان جنگ ها را قابل پیشگیری می دانند و در پی رسیدن به شرایط صلح هستند. برای این نوع نگرش به انسان، صلح تحت هر شرایط به ذاته مقدس است.
اما به هر روی جنگ ها موضوعی جدایی ناپذیر از تاریخ انسان بوده اند که به صورت های مختلف رخ می داده اند.دین اسلام نه تنها به عنوان سبک زندگی بلکه در قامت فلسفه زندگی، دیدگاه نوینی به موضوع جنگ دارد.
شاکله دین اسلام از لحاض مفهومی بر دو پایه 1- لا الله 2- الا الله بنا شده است بنابراین توحید ، خمیر مایه فلسفه زندگی اسلامی است.
گزاره اول (لا الله) اولین قدم در توحید است که همان نفی و قبول نکردن هر نوع کرنش و بندگی نسبت به سایر قدرت هاست. صفت آزداگی شبیه ترین صفت به قدم اول در مسلمانی است. گزاره دوم (الا الله) همان معنای تسلیم در برابر خدا و یا همان بندگی حق است.
شرط ورود به اسلام اولا آزادگی از غیر و ثانیا بندگی در برابر خدا است. پس راهی در اسلام برای پذیرش هر نوع قدرت و توانایی غیر الهی نیست.خداوند در قرآن با همین نگاه به جنگ که با عبارت جهاد به کار می برد، نگاه می کند.
نگاه انسان ها در طول تاریخ به جنگ از منظر منفعت بوده است، رقابت و منعفت شرط وجوب جنگ است و دفاع و صلح در مقابل تعریف می شده است.اما فلسفه زندگی اسلامی به جنگ و صلح از نگاه توحید با دو بخش آزادگی نسبت به غیر و بندگی نسبت به خدا می نگرد.
در اسلام هیچ موضوعی حتی انتقام، شرط وجوب جهاد نیست بلکه تنها دفع شر و فتنه و آزادی انسان ها از بندگی طاغوت، ملاک است.از نگاه اسلام، جهاد برای توحید یعنی بدست آوردن آزادی از بند طاغوت ها ، مقدس است و صلح با پذیرش بندگی طاغوت، منکر است و باعث خرج از اسلام می شود.
نوع نگرش فلسفه زندگی اسلامی به جهاد با دانشمندان هر دو حوزه فلسفه جنگ متفاوت است.این نوع نگاه مترقی به جنگ و صلح، تنها راه پایداری صلح را اقامه جهاد و توحید افعالی می داند.
در سایه توحید، رقابت های انسان ها برای کسب منفعت به ایثار مبدل می گردد و در سایه بندگی خداوند، طاغوت و خود برتر بینی به عنوان دلایل اولیه جنگ ها از بین می روند.قرآن جهاد را به عنوان تنها راه موجود برای صلح پایدار معرفی می کند و بر پیروان اسلام یاری مستضعفان و دفع فتنه ها را تجویز می نماید.
و با بشارت هایی مانند مقام شهید و شهادت ، راه تسلیم در برابر طاغوت را بر انسان موحد می بندد.برخی از کنشگران حوزه اجتماعی و روشنفکر ها، می اندیشند که اگر در برابر ظلم و طاغوت تسلیم شوند صلح برقرار خواهد شد. آنها در برابر حکم جهاد می ایستند و نسخه ذلت را می پیچند.
خداوند در پاسخ به آنها توحید را مهم می داند و می فرماید: "ودوا لو تکفرون کما کفروا فتکونون سواء فلا تتخذوا منهم اولیاء حتی یهاجروا فی سبیل الله فان تولوا فخذوهم واقتلوهم حیث وجدتموهم ولاتتخذوا منهم ولیـا ولانصیرا.
آنان آرزو می‌کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوی یکدیگر باشید. بنا بر این، از آنها دوستانی انتخاب نکنید، مگر اینکه ( توبه کنند، و) در راه خدا هجرت نمایند. هر گاه از این کار سر باز زنند، (و به اقدام بر ضد شما ادامه دهند،) هر جا آنها را یافتید، اسیر کنید!
و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانید! و از میان آنها، دوست و یار و یاوری اختیار نکنید "
جواب بسیار راحت است ، طاغوت همه را بنده خود می خواهد و از نگاه او مقاومت و تک صدایی و آزادگی در برابر آن جرمی نابخشودنی است. صلح در قاموس طاغوت تنها تسلیم است.
این بسیار مهم است که بدانیم از دیدگاه فلسفه زندگی اسلامی ، صلح بذاته مقدس نیست بلکه ابزاری است برای اقامه بندگی خدا.اگر انسان ها برای انتخاب دین و روش زندگی خود آزاد باشند ، جهاد وجوبی پیدا نخواهد کرد همانطور که خداوند فرمود : لَا إِکرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَد تَّبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی
جهاد در آنجا وجوب پیدا می کند که بندهای فتنه و اعمال قدرت طاغوت انسان را از انتخاب آزادانه و آگاهانه روش زندگی خود باز دارد و طاغوت در تمام دوران ها تنها و تنها تسلیم محض در برابر امیال خود را از انسانیت طلب کرده است و اصولا همه جنگ ها از این نقطه آغاز شده است.
پس جهاد از نگاه اسلام مقدس است زیرا به توحید امکان تحقق می دهد و انسان را از بندهای فکری و عملی می رهاند و راه رسیدن به صلح پایدار همان جهاد است.این موضوع در عصر ما و کشور ما نیز مورد گفتگو است. عده ای از منظر بظاهر خیرخواهانه نسخه مذاکره و کوتاه آمدن در برابر طاغوت را می پیچند.
این عده از روی سادگی و یا مرض های قلبی ، فکر می کنند تسلیم در برابر آمریکا راه رسیدن به صلح است چه آنکه ما در 400 سال اخیر جنگی با کسی نداشته ایم اما بارها مورد تعرض قرار گرفته ایم و در عین اعلام بیطرفی در جنگ جهانی ، نیمی از نفوس خود را در هلوکاست ایران از دست داده ایم.
براستی این عده تاریخ را نخوانده اند و یا انحراف اندیشه دارند زیرا کسی که تاریخ را بداند ، می فهمد که تسلیم دربرابر طاغوت یعنی نابودی.آن عده که از روی ترس دروازه ها را بر دشمن گشود اند هرگز نیاسودند و نجات معنوی پیدا نکرده اند.
این تجربه به قیمت گزاف در طول تاریخ به دست آمده است.انتخاب اسلام به عنوان سبک زندگی نوع نگرش ما را نسبت به حوادث و اتفاقات دنیا اطراف ما ، مشخص می کند.
اگر خواهان صلحی پایداریم باید از جهاد مقدس در برابر فتنه گران و تحریم کنندگان و مستکبران استقبال کنیم.اگر مسلمانیم نمی توانیم در برابر ظلم صهیونیست ها به مظلومان جهان سکوت کنیم و اگر در برابر خواست طاغوت سر خم کنیم ، هیچ نفعی را در دنیا و آخرت نخواهیم برد.
«و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا؛ چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده‌اند پیکار نمی‌کنید؟
همان مظلومانی که می‌گویند خدایا! ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند بیرون ببر و برای ما از سوی خود یار و یاوری قرار ده»!
15:24 - 11 November 2024

101 Views


1 Reply