نقدی بر سینمایی «شورش»پایان افسانه‌ی اکشنِ هالیوودی شورش ساخته‌ی ژان فرانسوا ریشه فیلمی سفارشی در جهت ایجاد توهم توطئه‌ی اُقیانوسی علیه غرب است. فیلمی که رگ و ریشه‌های اکشنِ خود را از ذائقه‌ی هراسانی به نامِ دزدانِ دریایی سومالی دریافت می‌کند؛ اگرچه این راهزنانِ دریایی ارتباط مستقیمی با خاورمیانه و خلیجِ همیشگیِ فارس ندارند امّا به مراتب برای تماشاگر این پُرسشِ غیرارادی رُخ می‌دهد که: چرا همواره این نیروی دریایی آمریکا است که به مبارزه با قاچاقچیانِ انسان در تایلند، مالزی، اندونزی و... می‌پردازد؟. اگرچه استاتهام یکی از آن «بی‌مصرف‌ها»ی استالونه، است و افسانه‌ی اکشنِ او پس از سری فیلم‌های «ترانسپورتر» پایان یافته امّا همچنان گرانِشِ بینندگان به حضورِ او در یک اثرِ سینمایی تجارتِ این هنر را به عنوان یک صنعتِ سرگرم کننده افزایش خواهد داد. فیلم با استفاده از زیر متنِ «کاپتان فلیپس» پل گرینگرس، سعی دارد فیلمنامه‌ای را وصله پینه کند که شاخصه‌های صعودی و نزولی در یک درام را رعایت نکرده. ابتدای فیلم هیچ ربطی به میانه و انتهای داستان پیدا نمی‌کند و شخصیت نه تنها گامی برای انتقام بر نمی‌دارد بلکه مبارزه‌ی او بیشتر یک نمایشِ کُشتی‌کجی به سبک هالیوود است تا دفعِ شرّ. استاتهام اتفاقاً بسیار تواناییِ بدوش کشیدنِ مُنحنیِ شخصیت را دارد امّا تا به امروز به غیر از گای ریچی «قاپ زنی» 2000، شخصیتی مُنحصر به فرد از او دیده نشده و مشخصاً در فیلمِ مورد بحث نیز آنابل والیس پرداختش جای بهتری در داستان دارد تا بادیگاردی که رئیس‌اش را کُشته باشند. ✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم #شورش #جیسون_استاتهام #آنابل_والیس #هالیوود #رسانه #مرگ_بر_آمریکا #باید_برخاست #ایران🎩 ‎@alirafieivardanjani
26 MB
مأموریت‌های غیر ممکنشاخصه‌ی اصلی و بدویِ یک اثرِ اکشن، ایجاد تمامیت قدرت نسبت به یکی از دو نیروی خیر یا شر است. در «شورش» این تمامیتْ تعمیمِ لحظه‌ای نخواهد یافت و برای درکِ ماجرا نیاز به حدس و گُمان‌های بیننده داریم که هر تماشاگر با توجّه به سلیقه‌ی عامه‌اش می‌تواند درک متفاوتی از اثر داشته باشد. پُر واضح است که نماهای کِشتی و پهنای اقیانوس در استودیو گرفته شده و از طرفی دیگر کارگردانی در صحنه‌های اکشن به واسطه‌ی عُمقِ بیش از حدِّ در میدان نماهای لانگ‌شات را تحتِ تأثیر قرار داده است. تجربه‌ی مأموریتی که انجام دادن و به ثمر رساندن آن غیرِ ممکن است از شخصیتِ قهرمانِ قصّه‌ی ما یکه بزنی تمام عیار خواهد ساخت امّا دقت کنید که مأموریت در این فیلم شکل نمی‌گیرد بلکه خودخواسته ساخته می‌شود. کول در حالِ کشفِ چه معمّایی است؟ او با تیبو علاوه‌بر یک رابطه‌ی رئیس و بادیگارد، دوست نیز بوده که پس از مرگِ او خود را مقصر می‌داند؟ فیلم به این پُرسش‌ها پاسخ نمی‌دهد و بجای همه‌ی آنها هدیه دادنِ تیبو به کول را نمایش می‌دهد که یک ساعتِ مُچی است و پشتش تاریخ نجات جان تیبو توسط کول حک شده. از همه بدتر اینکه شخصیت در این فیلم از حالتی خنثی به خنثای ثانی بدل می‌گردد. در ابتدای فیلم یک بادیگاردِ حواس جمع را می‌بینیم که در شطرنج نیز رئیسِ خود را شکست می‌دهد و سؤال اساسی در این لحظه برای تماشاگر فیلم‌بین بوجود خواهد آمد که: او چطور متوجّه آن نشده که بر ای تیبو تله گذاشته‌اند؟✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani
سنگرهایی از سَرابآنچه در این فیلم به عنوانِ شناختی از نیروی دریایی آمریکا به بیننده تحمیل می‌شود را در ذهنِ کاپتانِ یک ناوِ آمریکایی باید یافت. «شورش» بازتابی از قدرت‌نماییِ نیروی ایالاتِ متحده بر چگونگیِ چیرگیِ اطلاعاتی بر کِشتی‌ها و اقیانوس‌ها است. به هشداری که از سوی یک کشتی ارسال می‌شود دقت کنید. این کشور چگونه با فدا کردنِ داستانی آمریکایی وطن‌پرستی‌اش را به جهان ثابت می‌کند؟ در حقیقت ما یک تجارتِ آمریکایی برای سرگرمی افرادی غیرِ آمریکایی را می‌بینیم که نُطفه‌ی توهمی توطئه‌آمیز در خیالِ تماشاگر را می‌کارد. این توهم با چند فلش‌بک و فلش فوروارد در ابتدای محصول شروع می‌شود و بیننده عطش آن را دارد که بازیگر محبوب‌اش را یکه بزن و نامیرا ببیند. «فیلم ساختن» کتابی از سیدنی لومت است که گروهِ انتشاراتی چشمه آن را منتشر کرده. در این کتاب ما باید با روندِ ساخت یک اثرِ سینمایی در هالیوود آشنا شویم امّا بیشتر خاطره انگاری لومت از حضورش و جایگاه‌اش در هالیوود را خواهیم خواند. به همین واسطه باید به این نکته‌ی مهم اشاره کرد که سینما در آمریکا یا بریتانیا قبل از آنکه یک محصولِ هنری یا صنعتی باشد، یک محصولِ سیاسی است چرا که تنها راه نفوذِ فرهنگی به اذهانِ جوامعی مانند ایران تولیدِ محصولاتی نمایشی است که پرچم دارِ آن سینما خواهد بود. ✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani
21:28 - 23 August 2026
Culture and Art
Film and cinema
Review

1 Reposts
301 Views