غذای کودک من ترکش است و خمپارهبرای مردم من مرگ مثل تمرین استولی زمان تولد به گوش ما خواندندکه مرگ سرخ به از زندگی ننگین استهزاربار سر از تن جدا شرف داردبه آن سری که به تن مانده است و پایین استچه سنگ‌ها که زدیم و کسی دری نگشوددریغ! بعضی‌ها خواب شان چه سنگین استشهادت است دعامان، به چشم ما موشک
نه پیک مرگ، که انگار مرغ آمین استبزن که آن چه به پاخاست آه مظلوم استبزن که آن چه زدی زخم نیست، تسکین استبزن که تلخ‌تر از قبل می‌شود کامتبزن که آخر این شاهنامه شیرین استگرفتنی ست همین آه اگر خداست خدالوای ظلم می‌افتد اگر که دین دین است
14:04 - 19 October 2023



1 Reply