یادت هست سید آن‌ جمعه که وسط ظل گرما، کوبیده بودی، آمده بودی وسط خاک و خل روستای بی‌آب ما؟تو که آمده بودی اولین بارمان بود که یک آدم حسابی را از نزدیک می‌دیدیم. نه فقط چون رئیس‌جمهور بودی و ما یک فرماندار را هم تابحال ندیده بودیم؛
اصلش بخاطر این بود که نشستی پای دردودلمان و لبخندزدن به ما برایت افت نداشت. اصلش بخاطر عبای خاکی‌ات بود. تو آمدی دردودل‌های ما را شنیدی. تو قولمان دادی سید! گفتی آب می‌آوری.آن عصر که می‌رفتی آب نداشتم پشت پایت بریزم و بدرقه‌ات کنم.حالا دوباره آمده‌ام برای بدرقه‌ات؛ یک کاسه آب هم با خودم آورده‌ام.
تو پای قولت ماندی.اصلا میدانی سید؟ با این عبای سوخته حالا خیلی بیشتر آدم حسابی شده‌ای برایم.عزت زیاد. سید!#شهید_جمهور #رئیسی_عزیز
14:32 - 22 May 2024

1 Reactions
104 Views


1 Reply