📢 روایتهای زنانه از قلب ایران💗 ایرانی کم نمیاره👈مثل یک مادر🖼تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر رژیم صهیونی در خرداد و تیر ۱۴۰۴📝 اعظمالشریعه موسوی🔹️ مادر فاطمه مددکار اجتماعی بود. هنگامهی جنگ، تنها به خودش و خانوادهاش فکر نکرد. چمدانش را بست...
و راهی جایی شد که بیش از هر زمان دیگری به او نیاز داشتند: خانهای برای شصت کودک بیسرپرست و بدسرپرست. بهمحض رسیدن، آغوشش را به روی بچهها باز کرد و دلش را به آنها بخشید. دنیای بچهها تغییر کرد. با مادریکردن برایشان روزهای تلخ جنگ را به لحظههایی خاطرهانگیز تبدیل کرد. کتاب در دست گرفت...
و برایشان از امید و عزت، قصه خواند. فیلم نشانشان داد. با آنها بازی کرد. حتی با کمک گرفتن از بچهها و دستهای کوچولویشان، کیکهایی پخت که طعمِ خاصِ مادری داد. در میان صدایِ تقوتوق پدافندها و سایهی ترس، خنده به لبهای بچهها هدیه کرد. او فقط یک مددکار نبود، مادر بود...
مادر همهی آنهایی که هیچکس را نداشتند. پناهشان شد. نور شد. امید شد و امنیت تقسیم کرد. فاطمه با چشمانی پرافتخار، گفته بود: «مادرم هیچوقت کم نمیآورد. در برابر هر مشکلی، همیشه محکم ایستاده است.» و این ایستادگی، روایت بیصدای زنانیست که بیادعا، قهرمانند.
16:00 - 25 January 2026