📣 #فرزند_ایران👈 مهمان پدربزرگ🌷 شهید متین صفائیان🖼 تک‌نگاری‌هایی از زندگی شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر با رژیم صهیونی سیده‌ اعظم‌الشریعه موسوی🔹️ بین دو قبر چهارزانو زده و نشسته است. رو به عکس پدر شهیدش می‌کند. اشک‌هایش را با سرانگشتانش پاک کرده و می‌گوید: «بابا برایت مهمان آمده.
مراقب نوه‌ی ورزشکارت باش.» سرش را برمی‌گرداند. به عکس نوجوان شانزده ساله‌اش که روی مزار میان گل و گلاب گذاشته‌اند نگاه می‌کند. چادرش را روی صورتش می‌کشد و شروع می‌کند حرف‌زدن: «روز جمعه که خبر شهادت سردار سلامی رو دادند. لوح تقدیری رو که از ایشون گرفته بود آورد. اشک می‌ریخت و می‌گفت: امیدوارم من
هم شهید بشوم. به او بُراق شدم و گفتم: از شهادت حرف نزن، من اجازه نمی‌دهم شهید بشوی.»چادر را از روی صورتش کنار می‌زند. عکس را از روی مزار برمی‌دارد به سینه می‌چسباند و ادامه می‌دهد: «همیشه می‌گفت دوست دارم خلبان بشوم این آرزو آن‌قدر برایش دست یافتنی بود که من هم باورش داشتم و همیشه او را در لباس
خلبانی تصور می‌کردم.» عکس را جلوی صورتش می‌گیرد: «پسرِ یکی یک‌دانه‌ی من، تو از اول هم لایق شهادت بودی.» رویِ نوشته‌ی قرمز رنگِ پایینِ عکس دست می‌کشد: «شهید متین صفائیان» اشک‌هایش روی قاب می‌ریزد.📥 نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید.🖼 روزنامه #صدای_ایران📱 @sedaye_iran_newspaper
15:46 - 26 January 2026

425 Views