سلسلهٔ موی دوست حلقه دام بلاستهر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراستگر بزنندم به تیغ در نظرش بیدریغدیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاستگر برود جان ما در طلب وصل دوستحیف نباشد که دوست دوستتر از جان ماستدعوی عشاق را شرع نخواهد بیانگونهٔ زردش دلیل ناله زارش گواست
مایهٔ پرهیزگار قوت صبر است و عقلعقل گرفتار عشق صبر زبون هواستدلشدهٔ پایبند گردن جان در کمنهر که به جور رقیب یا به جفای حبیبعهد فرامش کند مدعی بیوفاست از اخلاق دوست هر چه برآید نکوستگو همه دشنام گو کز لب شیرین
19:27 - 21 February 2025