#روایت_زنانلطفا اگر روحیه تون حساسه،ویرشت رو مطالعه نفرمایید. تازگیا یه مراجعه کننده ای داره که خیلی عجیبه؛ظاهرش زیبا،چادری،متین،خوش استایل و...ولی یکبار ندیدم که کمتر از ۴ تا همراه داشته باشه؛ همه هم خانوم هستن و چنان مثلِ بادیگاردا موقعِ رفت و آمد، اطرافِ این دختر خانوم رو پر میکنن که به زور میشه چهره اش رو دید.
من اول فکر میکردم احتمالا برای مشاورهء ازدواج مراجعه کرده؛ولی داستان از این قراره که این خانوم ، توی سن ۱۴ سالگی، گوشی میخره و واردِ تلگرام میشه و از سَرِ کنجکاوی،میره تویِ این ربات های دوست یابی و چت ناشناس و با یه آقا پسرِ ۱۷ ساله ای دوست میشه
پسره هم به ظاهر آدم خوبی بودهاهل هیئت،ساکنِ قم،دانش آموز نمونه دولتی و...تا اینجای داستان که همه چی خوش و خُرَّمه؛تا وقتی که اشتباهاً،یکی از عکسای شخصیِ این دختر خانوم،دستِ پسره میوفته!
خلاصه که این دختر خانوم،از ترسِ نرفتنِ آبروش و خانواده، به خاطرِ این یدونه عکس خیلی هزینه های هنگفتی پرداخت میکنهنه تنها مالی، بلکه جسمی و روحیاز شخصِ خودم و شماها معذرت میخوام که این مطلب رو بازگو میکنم فقط میخوام بفهمید عمقِ فاجعه تا چه حد بوده
راحت ترین کاری که این وسط انجام شده این بوده که پسر از دختر خانوم،میخواسته که صدایِ سگ در بیاره و صداشو ضبط کنه و براش بفرسته://اینکه چه جوری از دستِ این پسر فرار میکنه رو من خبر ندارمولی این دختر خانوم الان ۲۳ سالشهو تا جنس مذکر توی جمع می بینه، هر جنسِ مذکری،بدنش شروع میکنه به واکنش دادن!
دیدید میگن "انقدر از فلان شخص بدم میاد که وقتی میبینمش،کهیر میزنم؟!"این خانوم واقعا داره یه چنین شرایطی رو تحمل میکنه به حدی که مشاوری که پیشِش میره،اصلا با هیپنوتیزم موافق نیستا! ولی تنها راهِ ارتباط گرفتن باهاش هیپنوتیزمه!!یکذره ولوم صدا بره بالا شروع میکنه به خودزنی و اصلا یه وضعِ سختی
خلاصه که دختر خانوما، توروخدا مراقب باشیدبه قولِ ارسطو،آدم بعضی وقتا با یه اشتباه ۱۹ نمیشه هاا! صفر میشه...خدا عاقبتمون رو با این مخلوقاتش ختمِ به خیر کنه :)))
11:30 - 26 July 2026