✍️ دلنوشته پدر معلم میناب شهیده سمیرا بساردهسمیرا جان دخترم..چه سخت است از تو نوشتن؛ از دختری که تمام عمرش را بیهیاهو و غریبانه گذراند. غریبانه در میناب زندگی کرد؛ با قلبی سرشار از ایمان، محبت و نجابت، بیآنکه کسی قدر بزرگی روحش را آنگونه که باید بداند.سرانجام نیز غریبانه به آرزوی
دیرینهاش رسید و جام شهادت نوشید. حتی وداعش هم غریبانه بود؛ و پیکر پاکش در غربت به خاک سپرده شد.اما مگر میتوان نور را در خاک پنهان کرد؟ امروز هر قطره اشک، هر فاتحه و هر دعایی که برای تو خوانده میشود، گواه این حقیقت است که شهدا هرگز غریب نمیمانند. غربت، سهم روزهای زمینی تو بود؛ اما در آسمان، تو
میهمان سفره کرامت الهی هستی.دخترم، اگر دنیا در شناختنت کوتاهی کرد، خداوند بهترین خریدار جان پاکت شد. نامت تا همیشه بر دلها حک خواهد ماند و یاد تو، چراغ راه آزادگان خواهد بود.سمیرا جان...غریبانه زندگی کردی،غریبانه شهید شدی،غریبانه به خاک سپرده شدی،اما جاودانه در قلب مردم ماندی.
10:16 - 15 September 2026