سیصد و سیزده هزار «جان فدا»امروز خیابانها فقط آسفالت ها نبودند؛ بسترِ جوشانِ یک ملت بودند. سیصد و سیزده هزار قدم، سیصد و سیزده هزار قلب، و یک صدا که از حنجرهٔ یک شهر تا آسمان رفت: جان فدا!نگذشتند و نرفتند که فقط عبور کنند؛ آمدند تا بگویند این خاک، صاحب دارد.
پرچمها در دست، عکسها روی سینه، و اشکی که پشت لبخند پنهان بود — این تصویرِ ملتی است که زخم خورده، اما سر خم نکرده است.به آنها که در دل سرما و گرما آمدند، به پدرانی که دستِ کودکشان را گرفتند، به مادرانی که شانههایشان لرزید اما صدایشان نه، به جوانانی که پرچم را از دستِ پدر گرفتند و عروسان و
دامادهایی که امدند و مثل همیشه سرودند، سپاسگزاریم.مردم، شما فقط در راهپیمایی نبودید؛ شما خودِ راه بودید. ستونهای این کشور، نه بتن است و نه فولاد؛ شانههای خودِ شماست.و این صدا، بیپایان ادامه دارد:جان فدا، جان فدا، ما اهلِ این خاکیم.#جان_فدا#راهپیمایی_۳۱۳هزار_نفری#سیصد_و_سیزده_هزار 21:29 - 18 September 2026