‹قاصدك ها برای پرواز جدایی را برمیگزیند و این اغاز سرگردانیهاست !..›
پیام قاصدك چیست ؟!ساکت و ساده و سبك بود ، قاصدکی ك داشت میرفت . به فرشتهای رسید و چیزی گفت ، قاصدك بیتاب شد و هزاربار چرخید وچرخید . قاصدك رو به فرشته گفت "اما شانه های من ظریف است ، زیر این خبر میشکند . من نازكتر از آنم ك پیامی این چنین بزرگ را با خود ببرم"
فرشته گفت : "درست است ، آنچه تو باید بر دوش بکشی ناممکن و سنگین است ، حتی برای کوه ، اما تو میتوانی ، زیرا قرار است بیقرار باشی فراموش نکن نام تو قاصدك است و هر قاصدکی یك پیامبره !"آنوقت فرشته خبر را به قاصدك داد و رفت و قاصدك ماند ماندو خبری دشوار ك بوی ازل و ابد میداد !
حالا هزاران سال است ك قاصدك میرود ، میچرخد و میرود ، میرقصد و میرود و همه میداند ك اون با خود خبری دارد . دیروز قاصدکی به حوالی پنجرهات امده بود ، خبری اورده بود و تو یادت رفته بود ك هربار قاصدکی یك پیامبر است !
اما اگر بازهم قاصدکی را دیدی ، دیگر نگذار ك بیخبر بگذارد برود !از اون بپرس چه بود ان خبری ك فرشتهای اون گفت و اینهمه بی قرار شد ..!✍🏻☕ سیدالحسیني ؛
19:20 - 11 مهر 1405