قطعِ قلم به قیمتِ نان میکنی رفیق؟این خط و این نشان،،که زیان میکنی رفیقگیرم در این میانه، به جایی رسیده ایگیرم که زود دکّه را دکّان میکنیروزی که زین بگردد و به پشتت افتدحیرت ز کار و بارِ جهان میکنی رفیقفردا که آفتابِ حقیقت برون زندسر در کدام برف، نهان میکنی رفیق؟