21 July 2025
یادمه یروز که بچه بودم توی راهرو خونه مادربزرگم تنها نشستم....همه توی خونه مادربزرگم جمع بودند.من بیرون تنها نشستم، توی افکار خودم غرق شده بودم که دیدم همه اومدن دنبالم...گفتن چی شده؟!گفتم هیچ‌کس من رو دوست نداره!اونا گفتن ما همه دوست داریم!
می خوام یکی از نوشته هامو بزارم؛شک دارم ....اگه ریکشن و کامنت ها خوب بود میزارم:)
لذت بردم از قلمتون دم شما گرم
02:33 - 22 July 2025

121 Views


2 Replies

Profile picture of ‌<بَچِه‌مَردُم‌...!>‌
@Bacheh_mardom22 July 2025
Replying to
سپاس لطف داریداگر دوست داشتید متن های دیگه هم در صفحه ام ببینید....می خواید منشن کنم؟

Profile picture of ‌<بَچِه‌مَردُم‌...!>‌
@Bacheh_mardom22 July 2025
Replying to
این متن هم قدیمیه....