بر حریم حسین در زنجان شد تجاوز سحرگه آن روزقصد شومی که داشت آن دشمن گشت روشن چو آفتاب به روز شد در آن جنگ ظلم بر شمشیر خون پاک حسینیان پیروزهمراه رفیقان زسادات حسینیراهی شده رفتیم ملاقات حسینیمأوای دل غمزدگان عالمآنجا که عطا می‌کند حاجات حسینی دیدیم به هم ریخته از کینه دشمن
افتاده زمین سقف عمارات حسینی بشکسته در و شیشه و کرسی و چراغش زخمی شده کاشی و جدارات حسینیمی سوخت و می سوخت به زیر آوارمدفون شده آثار و کتابات حسینیباقیست به سر درب چو اسماء جلالهبنگر که چه زیباست کرامات حسینیآرامش قلب اند به زوار دل آشوبآن گنبد زرین و منارات حسینی
در وقت اذان داخل مسجد چه عظیم استوقتی که مهیاست جماعات حسینیبرپاست در این خیمه سرا بزم حماسهغوغاست که بر پا کند هیئات حسینی زوار حسین ساکن این خانه امن اند خوانند به هر روز زیارات حسینیآباد شود باز وسیعا و جمیلا از بس که کثیر است حوالات حسینیهیهات شر اهرمنان عالم
زین مسجد و قربانگه و ساحات حسینیمسعود تو هم خادم این صحن و سرا باشمحظوظ شوی تا ز سعادات حسینیشعر مسعود مرادی#حسینیه_اعظم_زنجان ‎@haz_ir
15:14 - 24 April 2026

6 Reactions
560 Views