«بایستی خطای محاسباتی رژیم صهیونیستی به هم بخورد»آیا این فرمایش رهبری به معنای فرمان درگیری همه جانبه با #اسرائیل و تغییر استراتژی ایران است؟برای #تحلیل درست این جمله باید بدانیم اسرائیل تاکنون چه محاسبه ای دربارۀ ما داشته و سپس تحلیل کنیم که چگونه میتوان این محاسبه را به هم زد.بررسی عملکرد یکسالۀ اسرائیل نشان میدهد که در جبهه های مختلف غالباً پلکانی و با صبوری کار را جلو برده است. بدین معنا که از کارهای ضعیف شروع کرده و با شیب معیّنی حرارت تنش را بالا برده، و هرچند در مقابلِ برخی رفتارهایش پاسخهای متناسبی دریافت کرده اما اینها او را از ادامه کار منصرف نکرده است. در #لبنان، ابتدا فرماندهان رده پایین را زد، سپس به ترور فرماندهان رده بالا اقدام کرد، سپس حمله پیجری و در انتها نیز #سید_حسن_نصرالله را ترور کرد. در #غزه هم ابتدا با بمباران شروع کرد، سپس وارد جنگ زمینی شد و آهسته آهسته بسیاری از نقاط غزه را به تصرف نسبی درآورد و اکنون نیز فشار حداکثری را متوجه شمال کرده تا آن جا را خالی از سکنه کند. به نظر میرسد آنها همین رویه را در مورد #ایران نیز داشته و دارند. ابتدا سید رضی را زدند و واکنش ایران، موشک زدن به کردستان عراق و قتل تاجری که گفته میشد با اسرائیل در ارتباط است بود. سپس به پلۀ بعدی رفتند و کنسولگری ایران را زدند و فرمانده ارشد ما (سردار زاهدی) را به شهادت رساندند. در این نقطه ایران سطح تنش خود با اسرائیل را به مقدار معینی بالا برد و برای اولین بار به خاک اسرائیل موشک زد. هرچند عملیات #وعده_صادق 1 نقطه عطفی در جنگ بود ولی اسرائیل را از طی کردن پله های بعدی منصرف نکرد. لذا در فاصلۀ وعده صادق 1 و 2، سطح تنش با ایران را سه مرحله بالا برد: اول پرتاب موشک به سایت اصفهان (که بعداً توسط سردار جعفری گفته شد)، سپس ترور رهبر حماس در خاک ایران، و نهایتاً ترور سید حسن که ارزشمندترین متحد برون مرزی نظام بود. اینجا بود که ایران نیز سطح تنش را بالاتر برد و موشک باران گسترده تری در خاک اسرائیل انجام داد. این عملیات در عین افتخارآفرینی، باز هم اسرائیل را
از ادامۀ روندش منصرف نکرد. لذا سطح تنش را مجدداً بالا برد و این بار برای اولین بار عملیات نظامی سنگینی را در خاک ایران اجرا کرد. هرچند پدافند ما عملکرد بسیار خوبی داشت اما نباید از گستردگی حمله ای که اسرائیل قصدش را داشت غافل شویم و کوچک انگاری کنیم.بررسی این روند نشان میدهد که اگر پاسخ ایران
به جنایت اخیر دشمن بر اساس قاعدۀ قبلی باشد و مثلاً تفاوتش با وعده صادق2 در این باشد که موشک ها دو-سه برابر شوند، چیزی فراتر از محاسبات اسرائیل رخ نداده و باید منتظر بود تا دشمن پلۀ بعدی را هم بالا رود و اینبار به عملیات خطرناکتری دست بزند. بنابراین اگر ایران میخواهد محاسبات اسرائیل را به هم
بزند – همانطور که رهبری فرمان دادند – باید کاری فراتر از این انجام دهد. این کار چه میتواند باشد؟ آیا زدن یک پایگاه اسرائیل در آذربایجان، یا زدن پایگاهی آمریکایی در عراق فراتر از محاسبات است؟ پاسخ منفی است. به نظر میرسد اگر بخواهیم اسرائیل را از کردۀ خود پشیمان کنیم باید شوک غیر قابل پیش بینیای
به جبهۀ دشمن وارد کنیم. این شوک میتواند یک حملۀ بسیار گسترده به اسرائیل و منافع آمریکا در منطقه باشد، به طوری که خسارت سنگین انسانی، مادی و روحی به آنها وارد کند، و حقیقتاً شوک بزرگ باشد!طبیعتاً خواهید گفت این باعث نمیشود که اسرائیل کوتاه بیاید بلکه چون معرکۀ کنونی را جنگ مرگ و زندگی می داند آتشِ
تنش را به حد نهایت میرساند و هر کاری از دستش برآید انجام میدهد و یک جنگ تمام عیار را علیه ما آغاز میکند و اقدام به تخریب گستردۀ زیرساختها و منابع انسانی ما میکند. این پیش بینی هرچند در ابتدا واقعنمایانه به نظر میرسد اما باید به این نکتۀ اساسی توجه داشت که اسرائیل «به تنهایی» قادر به استمرار یک
جنگ تمام عیار نیست و در سلاح و بودجه نیاز شدیدی به آمریکا دارد. بنابراین وارد شدن به چنین جنگی بدون همراهی آمریکا ممکن نیست و اوست که تعیین میکند اسرائیل وارد آن بشود یا نه. سخن ما از یک جنگ چند روزه نیست، زیرا ایران با چند روز جنگ کوتاه نخواهد آمد، بلکه این جنگ ممکن است ماهها یا سالها طول بکشد. پس
باید پرسید آیا آمریکا توان آن را دارد؟به نظر میرسد شرایط کنونی آمریکا به او اجازه نمیدهد که در مقایسه هزینه–فایده های چنین جنگی، اجازه ورود اسرائیل به آن را بدهد. آمریکا درگیر بدهی های سنگین خارجی است، جنگ اوکراین و اسرائیل هزینه های زیادی روی دستش گذاشته، در رقابت با چین عقب افتاده و زودتر
از آنچه پیش بینی میشد جایگاه برتری مطلق خود را از دست داده و خطرِ از دست دادن تایوان را هم حس میکند. در این جمع بندی بعید نیست آمریکا زوال اسرائیل را به بقای پرهزینهاش ترجیح دهد.سؤال: آیا این تحلیل با سیاست کنونی ایران که مایل به فرسایشی بودن جنگ و ترجیح به عدم ورود مستقیم است
سازگار است؟به نظر میرسد این تحلیل، نوعی عدول از سیاست سابق جمهوری اسلامی است. اما این تغییر رویه دور از ذهن نیست چرا که ما تا قبل از طوفان الأقصی ذهنیت هایی از اسرائیل داشتیم که در این مدت عوض شده. محاسبه ما با توجه به جنگ 33 روزه لبنان 22 روزه و 8 روزه غزه و موارد مشابه، این بود که اسرائیل هرگز
وارد جنگ فرسایشی نمیشود اما اکنون میبینیم که شده. محاسبه ما این بود که اگر جنگ اسرائیل طولانی شود اغلب ساکنینش آنجا را ترک میکنند اما اکنون گزارش میشود که سیر مهاجرت از اسرائیل کند شده. قبلاً دیدیم که اسرائیل برای یک سرباز اسیرش (گیلعاد شلیط) 1027 اسیر فلسطینی (از جمله #یحیی_سنوار) را آزاد کرد اما اکنون گویا ارزش اسیر برای آنها کم شده. این سه مثال و موارد دیگر باعث شده که ما شناخت جدیدی از اسرائیل داشته باشیم. هر شناخت جدیدی مستلزم رویکردی جدید است. بنابراین تصمیم به تغییر روند دور از ذهن نیست.
21:50 - 30 October 2024